X
تبلیغات
شجره نامه خاندان های: ملک محمدی ،تلی

شجره نامه خاندان های: ملک محمدی ،تلی

شجره نامه ، اطلاعات تاريخي


در سوگ پدر
پدر خوبم

تو مسافر امتداد زندگیمان بودی،که بار سفر را بی خبر بر دوش خسته ات نهادی و رفتی سایه ای بودی و پناهی و ما مغرور به داشتن تو ............

با صفا مردی از این دنیا گذشت              یا حسین گفت و چه بی پروا گذشت

دوستان اندر عزایش اشک ریز                پیر غلامی کامل حسین گویان گذشت.

پدر خوبم امیدوارم روحت در ملکوت در آرامش باشد ،همان طور که یادت همیشه آرام بخش دل های ماست.

                                                                                                                                                فرزند داغدارت


برچسب‌ها: در سوگ پدرم شادروان محمد ملک محمدی, رضا ملک محمدی
نوشته شده توسط رضا ملک محمدی در 92/10/21

عرض تقدیر و سپاس
غمت مباد ...مرگ می رسد شانه به شانه ی آب این صبح ها پلک که می گشایم از خواب ...جهان به رنگ برف و هیات برهوت غم انگیز است چرا که سوگوار پدر هستم و پدر غنیمتی که .....اما تقدیر و سپاس گذار هستم از تمام عزیزان خودم در عرصه خبری و دوستان پر تلاشم در فضای مجازی که با این بنده حقیر ابراز همدردی کردند امیدوارم عمری و لیاقتی باشد تا جواب گو محبت همه عزیزان باشم (معلم می گفت :جاهای خالی را با کلمات مناسب پر کنید....اما نمی دانست بعضی جاهای خالی هیچ گاه پر نمی شوند امشب برای شادی روح تمام کسانی که جای خالشان را هیچ کس نمی تواند پر کند فاتحه و صلوات)
                                                                  رضا ملک محمدی دی ماه92
برچسب‌ها: رضا ملک محمدی
نوشته شده توسط رضا ملک محمدی در 92/10/14

چقده دوست دارید برگردید به این زمان ها
نوشته شده توسط رضا ملک محمدی در 92/09/23

یاد باد آن روزگاران یاد باد
نوشته شده توسط رضا ملک محمدی در 92/09/19

رضا
رضا ملک محمدی


برچسب‌ها: رضا ملک محمدی
نوشته شده توسط رضا ملک محمدی در 92/09/18

شور حسینی یا شعور حسینی

 

« السلام علیك یا ابا عبدالله الحسین ( علیه السلام ) »

باید سینه زدن هم محتوا داشته باشد .امام خمینی (ره)

امشب سودای گریه در سر می پرورانم اگر پرسی چرا ،به تو خواهم گفت چرا،پیله ی سکوت خود را می درم و ناگفته هایم را که سالهاست که ناشی از ترسهای درون در دالان پر پیچ و خم ذهنم بر جای مانده است بازگو می کنم . امشب ،بی اراده حرف هایی بر لبم جاری خواهد شد که شاید بگویی بو ی کفر می هد . واما این بار هم نوشته هایم برگرفته شده از تکه های ذهن متلاشی شده ام تنها مرهم درد هایم خواهد شد این بار نپرس دردهایم چیست اگر پرسی چرا؟برایت از داستان نیرنگ و ریا خواهم خواند امشب هوای  نفرت در سرم غوغا به پا کرده است نفرت از حیله و نیرنگ مردمان این مرز وبوم در دلم خنجر نا امیدی نشانده است .امشب از قصه ی وفا نخواهی شنید ،امشب طعم شیرین عشق را نخواهی چشید،به من بنگر تا برایت بسرایم(از یک دوست) .عاشورا ازدیرباز تجلى‏گر روزدرگیرى حق و باطل و روزفداكارى و جانبازى در راه دین و عقیده، شناخته شده است. حسین(ع) در این روز با یارانى اندك ولى باایمان وصلابت و عزتى بزرگ و شكوهمند، با سپاه سنگدل وبى‏دین حكومت‏ ستمكار یزیدى به مقابله برخاست وكربلا را به صحنه همیشه زنده عشق خدایى وآزادگى مبدل ساخت. عاشورا اگر چه یك روزبود، اما دامنه تاثیرآن تاابدیت كشیده شد وچنان در عمق دلها اثر گذاشته است كه همه ساله دهه محرم و به ویژه روز عاشورا، اوج عشق و اخلاص نسبت‏به معلم حریت و اسوه جهاد و شهادت، حسین بن‏على(ع) مى‏گردد و حتى غیر شیعیان نیز در مقابل عظمت آن آزادمردان سر تعظیم فرود مى‏آورند. عاشورا نشان دهنده معناى «حسین منى و انا من حسین‏» بود كه دین رسول خدا ( ص ) با خون سید الشهدا آبیارى شد و به تعبیر امام خمینى(ره) عاشورا، قیام عدالت‏خواهان با عددى قلیل و ایمان و عشقى بزرگ در مقابل ستمگران كاخ‏نشین و مستكبران غارتگر بود. حماسه عاشورا را زنان و مردانى ساختند كه مرگ سرخ و شهادت را بر زندگى ذلت‏بار ترجیح دادند تا گلواژه آزادى و آزادگى همواره در تاریخ سبز بماند. در این حماسه خونین بیشتر به نقش آفرین مردان و یارانى كه در ركاب حضرت به فیض عظیم شهادت نایل شدند توجه شده است و نقش زنان كمتر مورد توجه بوده است. تنها در حماسه عاشورا از اسوه صبر و مقاومت زینب كبرى (س) و نقش وى در پیام رسانى صحبت‏شده است و نقش دیگر زنان حماسه شعور و شرف و آزادگى مورد غفلت واقع شده است. زنان مسلمانان از بدو تولد اسلام به جهانیان نشان دادند كه از آگاهى و شناخت و شعور برخوردارند و بر خلاف آنچه سردمداران دفاع حقوق زن مى‏پندارند. در حقیقت نقش زنان در حماسه عاشورا همچون خود عاشورا جاوید خواهد ماند و آنان براى همیشه تاریخ پر بار شیعه بهترین الگوى ایمان و ایثار و اخلاص و فداكارى خواهند بود. باذکر توضیحات مختصری از بزرگترین قیام جهان به تاریخ و منش های عزاداری حسینی گذشته و حال شهر خرم آباد از نگاه این بنده حقیر می پردازیم مراسم عزداری در شهر خرم آباد را عده ای از مورخان به  دوران اتابک لر نسبت می دهند ولی همچون اکثر وقایع لرستان چو راز سر به مهر باقی مانده است  از تاریخ شروع چیزی در دست نیست ولی تنها تاریخ مکتوب در دوران قاجار است در سفر نامه حسین علی خان افشار فرستاده ناصرالدین شاه به لرستان و خوزستان در سال 1227شمسی ومحرم 1264قمری که به رسم گل مالی در روز عاشورا اشاره نکرده ولی توضیحات در مورد چگونه عزاداری مردم را بیان نموده ولی امروزه رسم شده که برخی اطلاعات نا صحیح و کذب تحویل مردم می دهند. درآن دوران مراسمات اطلاع رسانی نمی شود و رسانه های شنیداری و دیداری به این وسعت وجود نداشت ولی من از روزگاری سخن می گویم که مردم بی ریا و خالصانه  در تکیه گاه امام حسین (ع) خدمت می کردند و در این راه سراغ نام و نشان نمی گشتند ،روزگاری که پیرانش چهره در نقاب خاک کشیداند مردمانی که عاشقانه شانه به شانه  هم درغم وشادی درکنار هم بودند. تاریخی که سینه سینه به نسل ما منتقل شده گواه این است که در آن ایام کرکری های در بین دو دسته قدیمی این شهر یعنی پشت بازار و درب دلاکان وجود داشت واز کشته شدگان بین این درگیری ها سخن می گوید محلاتی که وصلت های قومی داشتند ولی دراین ایام زن وشوهر تاروزدهم محرم از یکدیگرجدا می شدند  تاباآرامش بیشتری این ایام به خاتمه برسد.  دورانی که گاه با مخالفت های دولت وقت همراه بود و مردم مجبور بودن جهت عزاداری سالار شهیدان به قبرستان ها و بیابان های اطراف شهر مراجعه کنند. درآن دوران منسب های ریس و سخن گو معنایی نداشت  ،چون دوربینی وجود نداشت وبا ورود دوربین فیلم برداری  به مناطق ها ی چون لرستان دو دسته گی ،ریا دورغ و..به وجود آمد البته ازاین تکنولوژی از دیربازتاکنون اشخاصی فراری بودند؟فرار نه به معنی ترس به دلیل این که عاشقانه گام برمی دارند و اجرشان را از صاحب اصلی می گیرند.البته جسارت به عده ای نشود بحث بنده کلی است. پیر غلام آقا باید در طول سال حسینی عمل کند خدمت رسان و مشگل گشا باشد ودر محله ای که در دهه ی اول محرم یادشان می افتد بچه ی آنجاهستند، حضور داشته باشد ودر رفع مشکلات مردم شرکت کند و هزاران کار امر به معروف و نهی از منکر انجام دهد. کمی در خود بنگریم  بیبینیم ما در طول سال حسینی عمل می کنیم ؟ ویا فقط در دهه اول محرم حسینی می شویم .عزاخانه امام حسین(ع) مکانی مناسب جهت انسان سازی است  در سالهای گذشته بودند کسانی که از این گونه مجالس تعغیر روش داده و راه حسینی را در زندگی پیشه کرده اند اما حال با رفتار های ناشایست برخی از ما از قالب انسانیت هم در حال خارج شدنیم برخی از زنان و دختران با یک آرایش تاسف بار و لباس های که عده ای از پیر و جوانان را از راه بدر می کنند در این مراسم شرکت می کنند ،به خون امام حسین این حرکات کفر است و ظلمی است در حق کسانی که در راه پاسداری از خاک این مرز بوم جانشان برای آرمان های  امام وانقلاب  هدیه کردند ،کجا کار قرار داریم در روز عاشورا با این سنت کهن و ماندگار خود داریم چه می کنیم؟ وقتی جوانان ما با آینه به خود می نگرند و موهای فشن خود رابا گل امام حسین حالت می دهند . راه امام حسین آزادگی بود و امام نخواست آزارش به کسی برسد  ما چگونه وبا اجازه چه کسی محل عزاداری خود را دقیقا  در جنب بیمارستانها قرار می دهیم ؟در حالی  با نصب تابلوهای بوق زدن ممنوع در حاشیه های بیمارستانها این مهم را اعلام کرده ایم  این مورد فقط به دلیل چشم و هم چشمی برخی در شهر ما فقط رخ می دهد .به یکتایی خدا قسم عوض شده ایم  تمام افکارمان معامله گر شده و نذر و نیازهایمان را با امامان معامله می کنیم، در عوض خواسته هایمان نذر می کنیم و حتی آن را هم به فقرا نمی دهیم  خودمان با اقوام نوش جانش می کنیم ،برخی فقط با علم گیری ژست می گیرند برخی ادای سر دسته ای در می آورند و جلوی زنان خود نمایی می کنند ،صف جلو هر دسته زمانی مختص ریش سفیدان و پیر غلامان بود و اکثرا افراد سر شناس و مورد احترام جامعه جلو می ایستادن واین نشان از اصالت آن محله بود که باعث غرور  وسرفرازی مردم فلان محله میشود که افرادی همچون حاج صادق نصیری ،حاج گلشن،حاج دولتیاری وخانواده قاضی وسادات برای محله درب دلاکان وحاج کاظم جباری،حاج حبیب نیکنام ،حاج محمد علی سلاحورزی،حاج محمد شاه اسدی و...برای هیئت پشت بازار وافراد دیگر که در این سطور مجال نام بردن بیشتر نیست و امیدوارم که بر بنده ببخشند اگر نام کسی به جا مانده، اما امروز همه چیز وارونه شده بزرگان یا با دیدن این وضعیت در منازل خود عزاداری می کنند و آنهایی هم که حضور دارند در گوشه و کناری می ایستند و جلو دار شدن دسته جات مکانی شده برای افراد ..؟  تکیه گاه امام حسین خادم داشت و با هزینه جمعی مردم و چندتن ازریش سفیدان محلات که از و ضعیت مالی نسبتا خوبی بهره مند بودند بر پا می شود اما امروز هیئت ها در حالی هزار و یک عنوان دارند که بیشتر هزینه ها را دولت تقبل می کند  متاسفانه این پست های که از نام آقا امام حسین نصیب این عده خاص شده قدرتی شده برای استفاده های شخصی، در حالی که خیلی از پیران منتظرتد جای خالی پیدا شود تا نوبت آنها برسدومشرف به سفر پر فیض حج شوند آقایان با لابی های خود با عناوین مختلف زیارت های متعدد می روند در حالی این افراد به این روش ها جا را برای مردم چنین تنگ کرده اند  که عده زیادی از آنها آرزوی سفر به خانه خدا و زیارت امام حسین را به گور می برند دیگر استفاده به کنار، این مسائل در حالی رخ می دهد که متاسفانه تصویری از پیر غلامان واقعی در دست نیست و حتی خاطرات آنها به خاطر اطلاع رسانی نشدن همگی با خود آنها دفن می شود.

 

در سخنم کنایه نیست ! ولی درد هست !چون نام وراه آقا امام حسین (ع)آنقدر کبیر و ارزشمند است که با این سوء استفاده ها کم رنگ نمی شود ولی مردمی که نظاره گر این مسائل هستند دیگر در منزل به عزاداری می پردازند نتیجه اش این شده هیئت های  هر ساله از جمعیت عزادارانش کاسته می شود و این خود جای نگرانی دارد چون نسل ما باید تاریخ و حماسه عاشورا را به نسل بعدی منتقل کنیم ولی ؟. پیام عاشورا  : آزادى و آزادگی ،عرفان با دید حقیقت ، نماز نیایش ، ایستادگی حق در برابر باطل ، سجده كردن در برابر حق و حقانیت است(السلام علیك یا ثارالله و ابن‏ثاره و الوتر الموتور) آزادی چیست و چرا درباره آن سخنان والا و دل ربایی گفته شده و می گوییم؟ در یک کلام باید گفت آزادی جوهره انسانیت و آدمی بودن و آدمی زیستن است. آزادی یعنی آن که بتوانی آن گونه رفتار کنی که خود، آن را برگزیده ای عرفان همان التهاب فطری انسانی است که خود را اینجا غریب می یابد و با بیگانگان (همه موجودات و کائنات ) هم خانه است بالاترین پیام سیدالشهداء، در روز عاشورا، تسلیم در برابر خداوند سبحان بود. یاران آن حضرت نیز چنین بودند و در برابر امام خویش مى‏گفتند: انى سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم الى یوم القیامة من تا روز قیامت، با هر كه با شمامعصومان سازش كند، سازش مى‏كنم و با هر كه بر شما معصومان سر جنگ داشته باشد مى‏جنگم. یاران امام(ع) ظهر عاشورا، بعد از به جاى آوردن نماز ظهر، گویا بیعتى دیگر كردند و بر تسلیم بودن خویش در برابر فرماندهى چنین تاكید كردند نفوسنا لنفسك الفداء و دماؤنا لدمك الوقاء فوالله لا یصل الیك و الى حرمك سوء و فینا عرق یضرب; جانهاى ما فداى جان تو باداى پسر فاطمه و خونهاى ما فداى خون پاك تو باد. سوگند به خدا، تا وقتى جان در بدن داریم، هرگز به تو و اهل حرمت گزندى نخواهد رسید سالار شهیدان با توجه به مصایب سنگینى چون در خون غلتیدن یاران، برادران و فرزندان و نیز جراحات فراوان پیكرش چهره بر خاكهاى گرم كربلا نهاد و حدیث عشق به خدا و تسلیم در برابر خالق را چنین زمزمه كرد: (صبرا على قضاءك یا رب، لا اله سواك یا غیاث المستغیثین، مالى سواك و لا معبود غیرك، صبرا على حكمك یا غیاث من لا غیاث له، یا دائما لانفاد له یا محیى الموتى یا قائما على كل نفس بما كسبت احكم بینى و بینهم و انت‏خیر الحاكمین) خدایا، در برابر قضا و حكم حتمى‏ات صبر پیشه مى‏كنم. خالقى جز تو نیست; اى یاور یارى‏جویان، غیر از تو یاورى ندارم و جز تو معبودى نیست. حكم تو را مى‏پذیرم، اى فریادرس كسى كه فریادرسى ندارد; اى جاودانه‏اى كه پایانى ندارد، اى زنده‏كننده مردگان و اى قیومى كه بر اعمال همه افراد نظارت دارى، تو خود میان من و دشمنانت قضاوت كن; تو بهترین داورانى. در حالی که ماهنوزبه معنای واقعی این  پیام نرسیده ایم ! فقط از آن دم می زنیم و تا عمل فرسنگ ها فاصله داریم این مسائل در حالی رخ می دهد که ما حتی اعمال تن پوش مشکی راهم رعایت نمی کنیم در حالی که از پیرمردی شنیدم در گذشته به احترام آقا هر روز با وضو  تن پوش  مشکی  به تن می کردند، دورغ ،غیبت ،ریا ؛و آن گناهان گذشته را هم کنار می گذاشتند ،تن پوش مشکی امام حسین (ع)حرمتی داشت حرمتی که بدان سوگند می خوردند .در حالی که امروز کفر از سر وکله ما بالا میرود درست در این ایام عده ی به شکل مخوف یزیدی مشروب  شرب می کنند، عده ی پول ربا دست مردم می دهند و هزاران مورد دیگر ..؟ بعد در کنار این مسائل می بینی دم از چیز دیگر می زنند! ای عزیز کجای کار قرار داری! من جا نماز آب نمی کشم من خود گناه کار ترازآنم که بخواهم وارد این جزئیات شوم ولی دردم این است برخی از مسئولین هیئات درست در دهه اول محرم در محله قدیم خود آفتابی می شوند! دوست عزیز اصلا ًخانواده های امروز این محله را می شناسی میدانی چه مشکلاتی دارند از دختر بی جهازیه فلان کس خبر داری و هزاران درد دیگر که ..؟سوالم ازبرخی که دائیه خوش صدایی دارند و مجالس ختم را در مساجد و قبرستانها ختم می کنند این است تا به حال در کفن و دفن یک آدم مفلس شرکت کرده اید ؟کدام بار تسلی خاطر بازماندگان اینگونه افراد را به جا آورده اید؟  ولی در مقابل در مراسمات افراد مرفه و صاحب جایگاه و منصب چنان شرکت می کنید و میکروفن را چنان محکم می گیرید که  نوبت به عده ی نرسیده و قهر کردن رابه ماندن ترجیع می دهند! چرا تا چشمتان به یک مسئول می خورد خودتان را گم می کنید؟  دم از مسائلی می زنید که اصلا به شکل و قیافه شما نمی آید؟ بارها مشاهده شده بغض هایتان تا ورود یک مسئول نمی ترکد و با ورود یک مقام یک باره بغض نمادین  تان شروع به فوران می کند  چنان شروع به گریستن  می کنید که گویی ؟عزیزان به خون به ناحق ریخته امام حسین (ع)  امام و اصحابش نیاز به گریه های ما ندارند ،ما باید ادامه گر راه او باشیم راهی که خون خود و خانواده اش رابرسرآن نهاد،در خود بنگریم حق الناس ازسروکله مابالامی رود ودم از فلسفه عاشورامی زنیم و گریه های یزیدی سر می کنیم به خدا شرم بر ما ؟ اگر برای شهیدان عاشورا عزاداری می کنیم چرا حتما باید جلوی دوربین باشیم ؟چرا بر بلندی قرار می گیریم ؟چرا خود ونیای خود را معرفی می کنیم ؟ بعضی ها در زیر تکیه گاه  امام حسین مصاحبه دورغین می کنند ؟  بر ما چه گذشته  که به یکباره این همه تعغیر کرده ایم به خدا قسم همه چیز سر جایش قرار دارد ما عوض شده ایم! در گذشته مردم شانه به شانه هم  در حالی که نیروهای امنیتی نمی توانستند اوضاع را کنترل کنند با دخالت ارتش عزاداری می کردند. جوانان یک محله جمع می شدند و به احترام ریش سفیدان محله خود به درب منازل آنها می رفتند و کسب رخصت می کردند و ریش سفید را به محله می آوردند.حالا رسم شده جدیداً نام از افرادی می برند که تا به حال کسی نام آنها را نشنیده است و نام افرادی را آنقدر تکرار می کنند که مردم عوام هم از قصد و غرض این افراد با خبر می شوند به نظر من نام بردن اشتباه بزرگی است چون هر کسی در راه امام حسین قدمی برداشته نیازی نیست نامش را ببریم چون هر محله ی آنقدر پیر غلام دارد که اگر قرار باشد نام ببریم تمام وقت را باید صرف این کار خود پسند کنیم! مردم قضاوت گر خوبی هستند پس قضاوت را به مردم بسپاریم اگر قرار است نامی برده شود بگذاریم مردم از ما بگویند! دوستان  می توانید با مراجعه به استانهای هم جوار  مشاهده کنید هیچ شهری اندازه ما جایگاه عزاداری ندارد!برخی از جایگاه هامکانی شده برای تماشاگران هیئات و پاتقی برا قرار های ...آیا ما عزاداریم؟ یا تماشاگر؟قضاوت با اهلش..؟ هیچ شهری مثل ما از عکس در گذشتگان استفاده نمی کنند! به جز عکس شهدا ی جنگ تحمیلی که صاحبان اصلی اینگونه مراسمات هستند باید عرض کنم اخیراً هم مد شده در زیر عکس های  درگذشتگان  از جملاتی  چون علم دار ،پهلوان ،نامدار، جوان مرد ،خادم الحسین ،استفاده می کنیم ؟ همه ما در این مدت این گونه بنر ها را مشاهده کرده ایم  من چیزی نمی گویم قضاوت با شما فقط  باید عرض کنم هر لقبی مقدس و محترم است نباید احساسی عمل کنیم  پهلوان شدن خود یک پروسه طولانی دارد و یک عمر عملکرد پهلوانی  و بقیه القاب هم که دیگر جای خود دارند .امام حسین (ع) در آخرین ساعات عمرش ازنماز نگذشت و پیام واقعی عاشورا برپایی نماز است ما در روز عاشورا وضو نمی گیریم وبه گل امام حسین پای می نهیم و ظهر عاشورا در حالی که نماز را نمی خوانیم به خواب عمیق فرو می رویم .عزیزان سخنم به درازا کشید نگارش آشفته  من درد دلی بود آمیخته از شور حسینی و شعور حسینی که ما باید فرق این دو را پیدا کنیم تا ازنام امام حسین  وراه  او پاسداری کنیم .  وآنقدر در قدرت پوچ خود غرق نشویم که همه عمر خود را فراموش کنیم .بله عزیزان در این ده شب عزیز، بجای آنکه عزاداری کنیم باید با دیدن این حرکات نا شایست  ناراحت شویم در حالی که با مقداری تامل همه ی این مسائل حل شدنی است .در آخر باید عرض کنم درد دلی بود از این بنده حقیر قصد کنایه زدن و تخریب کسی را ندارم این خط خطی های بنده  درد دلی بود چون من از بچه گی با شور حسینی بزرگ شده ام و عاشقانه به دنبال شعور حسینی می گردم امیدوارم افرادی که بعد از مطالعه این سطور به دنبال کنایه به این بنده باشند وقت خود را صرف پیدا کردن شعور حسینی  کنند تا من به عنوان یک جوان لر او را الگوی خود قرار دهم در حالی که بنده دست تمام افرادی را که به این سطور ایراد می گیرند به گرمی می فشارم. زلال «عاشورا» در متن زندگى شیعه و در عمق باورهاى پاك او جریان داشته و در طول چهارده قرن سیراب كننده جانها بوده است. اینك نیز عاشورا پرگارى است كه عشق را ترسیم مى‏كند و كانونى است كه ارزشها، احساسها، عاطفه‏ها، خردها و اراده‏ها برگردش مى‏چرخند. بینی و بین الله بیبینیم ما حسین گونه عمل می کنیم یا ...؟ زینب جان!!!تو بی حسین شدی تا ما حسینی شویم ،شرمنده که تو بی حسین شده و ماحسینی نشدیم.                                                                               رضا ملک محمدی عاشورای 92


برچسب‌ها: عاشورا در خرم آباد, درب دلاکان, پشت بازار, شور یا شعور حسینی, لرستان ومحرم
نوشته شده توسط رضا ملک محمدی در 92/08/13

حرف دل

درود بر رضا صادقی

تو دلم نقل یه حرف های هست،که بگم میری نگم می میرم،بعضی ها بد جوری عاشق میشن،عشق یعنی توبمون من میرم

تو که میری نفسم می گیره همه خسته گی ات یکجا چند،تو بخند همه چی حل میشه توبخند همه چی خوبه تو بخند،همه چی خوبه فقط دل تنگم آخه هیچی مثل دل تنگی نیست،دوتا دریاچه تو چشماته ولی هیچ دریاچه ی این رنگی نیست،هنوزم دور خودم می چرخم منو این عقربها هم دردیم،ساعت ها از سر هم رد میشن،ما فقط می ریمو بر می گردیم،تو که رفتی ورسیدی به بهار هنوز اینجا سر کوهها برفه،آخرش عشق تو ویرانم کرده ،مرد ویران بشه خیلی حرفه ،تو دلم نقل یه حرف هایی هست ........

----------------------------------------------------------------------------------------

دلم می خواد فقط یکبار دوباره بات حرف بزنم،فقط صداتو بشنوم هرچی بگی دم نزنم ،دلم می خواد بهم بگی دلت برام تنگ شده بود بگی وقتی نبودم هیچی برات قشنگ نبود،دروغ بگو ولی بگو هنوز هوامو داری هر چی که دوست داری بگو نگو دوسم نداری، دلم می خواد واسه یکبار هم شده تو باشی تو شعر های ساده من سرخی واژه ها شی داغش نمونه به دلم که دستتو بگیرم اونقده عاشقت بشم تب کنی من بمیرم دلم می خواد گریه کنم دلت برام بسوزه دلم می خواد باور کنم که رفتند یه خواب بود دلم می خواد باور کنی نبونت عذاب بود


نوشته شده توسط رضا ملک محمدی در 92/08/12

آدرس

 

با سلام مدتی برخی از دوستان حرف دل خود رو با پیام ناشناس می زارن قابل ذکراست آدرس های زیر چند بار دیگه تکرار شده بنده برای هر گونه نظر آماده ام چون وقتی نمی دانم طرف مقابل کی هست و حتی نمی دانم چگونه ارتباط برقرار کنم چگونه جواب بدهم امیدوارم که موفق باشید.

 

rezamalekmohammadi@yahoo.com

rezamalekmohammadi64@gmail.com

شمار های تماس 09169806209/09163610129

 


نوشته شده توسط رضا ملک محمدی در 92/08/12

درخواست یک دوست
سلام داشتم نظرات خوانندگان عزیزی که لطف کردن پیام گذاشتن رو می خوندم  که چشمم به یک شعری افتاد که قبلا خودم از اون در مطلب  (نامه به شهرم از دیار غربت) که در سال 90در روزنامه آفتاپ چاپ شد افتاد که یک دوست ناشناس گذاشته و اسرار کرده بود که رو وبلاگ بزارم. اما این دوست عزیز اینو بدونه که مطلب رو از این به بعد خصوصی نزاره تا بشه کارش کرد ولی اینم بدون که ........؟   

نیا باران زمین جای قشنگی نیست"

من از جنس زمینم خوب میدانم که دریا جد تو" در یک تبانی "ماهی بیچاره را در تور ماهیگیر گم کرده 
من از جنس زمینم خوب میدانم که گل در عقد زنبور است و اما یک طرف سودای بلبل یک طرف خال لب پروانه را هم دوست میدارد
نیا باران زمین جای قشنگی نست "
من از جنس زمینم خوب می دانم که اینجا جمعه بازار است و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه می دادند"
در اینجاقدر مردم را به جو اندازه می گیرند"
در اینجا شعر حافظ را به فال کولیان در به در اندازه می گیرند
نیا باران زمین جای قشنگی نیست.......................


نوشته شده توسط رضا ملک محمدی در 92/08/11

یک مرد ،یک شهر

شهرخرم آباد درطول تاریخ دست خوش تحولاتی شده است که درآینه تاریخ این تحولات ،هیچ وقت به سودش رقم نخورده  وهمیشه ازاین تغییرات مدیریتی وسیاسی کشوراولین نقطه ای که متضررشده شهرخرم آباد وتاریخ چندهزارساله آن بوده است به طورمثال ازهرده موردپیش آمده دراین دیاربه یاد ماندنی هشت مورد آن به ضرر ساختار شهر بوده و همیشه درحالی تغییرات مدیریتی صورت گرفته که اگرساختارقبلی درحال پیشرفت گام برمی داشته به یکباره این تعغیرات جلوی چرخ پیشرفت راگرفته ، خرم آباد به ندرت تعغیرمدیران ناکارآمد رابه خوددیده است.شهرداری خرم آباد ازبدوتاسیس تاکنون مدیران زیادی به خوددیده ولی تاریخ ما درتمام عرصه ها نشان داده بامردان کاربلد به طورشایسته برخوردنشده است که این بزرگ ترین مشکل ساختار فرهنگی و سیاسی ماست ازسال 1305با شروع تاسیس شهرداری خرم آباد این سازمان 67شهردار تاکنون به خود دیده است. که دردوران مدیریت این مردان خدمات زیادی صورت گرفته که هر کدام به نوع خود درتاریخ روزگارخویش کاری بس بزرگ بوده ونقطه روشن مدیریت شهرداری درقبل ازانقلاب شکوهمند اسلامی به گقته آماروشواهدمدیریت شهردارفقیدعلی محمدساکی بوده،مردی که بااقدامات آینده نگرش شهرامروزخرم آباد رابنا ساخت ،شهری درآن هنگام کسی که واردشهر خرم آباد می شود، به دلیل مبادی ورودی تنگ وپرپیچ وخمش نمی دانست که به کجابرود، به یکباره واردیک دره محصور،باتعدادی ساختمان تجاری ومسکونی که نام شهربرآن گذاشته شده بود می شود.ازاین نظرشهرخرم آباددرآن دوره شبیه به بعضی ازشهرهای قرون وسطایی بود.درپی انتصاب مرحوم ساکی به عنوان شهردار خرم آباد درسال 1350،وی ازهمان ابتداعوامل انسانی و ماشین آلات وتجهیزات راهسازی وشهرسازی موردنیازخودرا درسطحی وسیع وگسترده به کارگرفت و همزمان درهمه جای شهرطرح های عمرانی وشهرسازی بسیاری راباپشتکار وجدیت فراوان به اجرا گذارد. بنابراین مبادی ورودیِ سنگی وصخره ای شهرتعریض وسامان بخشیده شدند.گرداگرد شهر کمربند وفضای سبزکشیده شد.دریاچه وپارک معروف کیو وپارک های متعددطراحی وساخته شدند. مهمانسرا، هتل، کتابخانه، مراکز فرهنگی، رفاهی، تربیتی و ورزشی بسیاری تاسیس شدند. میدان ها وخیابان های جدید احداث شدند، یک حمام قدیمی به یک باب چایخانه سنتی بسیار زیبا تبدیل شد. کاروانسرای متروک شهر به صورت یک بازار خریدِ با نشاط و فعال درآمد. غسالخانه قدیمی و گِلی شهر تخریب و تجدید بنا شد.

و به این ترتیب شهرمحروم، کوچک و کم اهمیت خرم آباد درپایان دوره مسئولیت شادروان علی محمد ساکی درسال 1356 به هیبت یک شهر مدرن، زیبا وسرسبزدرآمدویک بارنیزبه عنوان شهرنمونه درسطح کشورشناخته شد. ازآن زمان این انسان والا وسخت کوش وخودساخته در نزد مردم شهر عزیز و محبوب دانسته شد .

رضا جایدری روزنامه نگار پرکارخرم آبادی در این باره در وبلاگ خودنوشته است: « او را هرگز ندیده ام، اما همیشه وصف وجود پربرکتش را از دیگران شنیدم زنده یاد ساکی درطول دوران پربار ودرخشان خدمت خود به فکر اندوختن مال و سوءاستفاده از موقعیت های شغلی نبود. وی در گزارشی تحت عنوان « هفت سال خدمت درشهر خرم آباد» با سربلندی وشجاعت بسیاراعلام می کند: «اگر روزی بمیرم برای من و فرزندانم این افتخاربسنده است که دیناری مدیون افراد وبیت المال نبوده ام»اوشهری ساخت که امروز هم با ازدیاد این جمعیت باز پاسخگو  مردم است. درعصرخودایشان هر اقدامی را که درحال انجام آن بود از سوی تعدادی افراد زیاده خواه و سودجو و به تعبیرامروزی ها رانت خوار اذیت وآزار فراوان شد، اما آنها نتوانسته بودند درعزم و اراده وی در راه انجام ماموریت ها وظایف محوله خلل چندانی به وجود بیاورند، با این حال وی درایام بازنشستگی ودر اواخر عمربه خاطر بعضی ناسپاسی ها و قدرناشناسی ها قدری دلگیر و آزرده خاطر شده بود. تاتاریخ موجود است ازاین مرد به نیکی یاد می شود،جهت احداث دریاچه کیو فعلی که آوازه اش کمتر ازقلعه تاریخی فلک افلاک نیست و چون نگینی درقلب شهر کنونی ما می درخشد چه اهانت هایی که به او نزدند ولی او باآینده نگریش یادگاری های دیگری هم چون پارک شریعتی ،پارک جلب سیاحان ،پارک شهر،24متری حیکم که بااحداث آن شمال وجنوب شهر را به یکدیگر وصل کردو ازبن بست خارج نمود وچند اثردیگر ولی با این همه خدمت درعصرخودکه برخی مردم ماازفرهنگ شهرسازی ومدرنیته....اطلاعی نداشتند ودائم درفکرحفظ املاک خود بودندکاری بس بزرگ بود. درحاشیه شهرخرم آباد و در قسمت جنوبی دریاچه کیو، میدان محقّر و کوچکی قرار دارد که به نام زنده یادعلی محمد ساکی شهردار اسبق این شهر نامگذاری شده است واین در حالی است که شرح وتوصیف خدمات واقدامات این چهره دلسوز وخدمتگزار، میدانی بس فراخ تر و وسیع تر می طلبد. البته مطالعه احوال و روحیات مرحوم علی محمد ساکی به خوبی آشکار خواهد ساخت که وی درزمان حیات خود به هیچ وجه به دنبال این نوع پاسداشت ها وتجلیل ها نبوده است، چه رسد به امروز که روح ارجمند و شریفش در نزد پروردگار جهانیان روزی می خورد.او یک آرزوی داشت که در دوران حیاتش توانست آن را عملی کند وآن آزاد سازی قلعه فلک افلاک بود واحداث میدان برزگی گراگرد قلعه، با این حال عقل و انصاف حکم می کند که بزرگان و خدمتگزاران یک جامعه به خاطر نقش اساسی و تعین کننده ای که درپیشبرد امور وترقی جامعه خود دارند، همواره مورد تقدیر وتکریم مسئولین وسایر قشرهای مردم قرار بگیرند. این اقدام دست کم این فایده را خواهد داشت که جوانان وآینده سازان یک مملکت انگیزه و علاقه بیشتری برای خدمت به همنوعان وهموطنان خودپیدا می کنند.البته ازحق نبایدگذشت که نامگذاری این میدان (به نام شادروان علی محمد ساکی) نیز دردوره جمهوری اسلامی وبه همّت اعضای دومین دوره شورای شهرخرم آباد صورت گرفته است، وگرنه دردوره رژیم سابق از همین مقدار تجلیل وقدرشناسی مختصر، درحق این شخصیت وارسته وفرزانه که خود یک مالف توانا در امر تاریخی هم بود که با چاپ چندین اثر ماندگار کمک زیادی به مالفان جوان امروز می کند به جای گذاشت بااین همه توانایی نیزاز اودریغ ورزیده شده بود. با این حال و به مصداق عبارت «الاکرامُ بِالاتمام» بهتر بود یادبود و مکانی مناسب تر وبرازنده تربه این منظور اختصاص می یافت. ما بامردی اینچنین چه کردیم که حتی راضی نبود جسدش در خرم آباد به خاک سپرده شود.نقل شود که هنگام رفتن یک عددخود نویس (طلا) که یکی از پیمانکاران وقت شهرسازی به اوهدیه داده بود را تحویل داد وفرمود این رابه شهردارخرم آبادهدیه داده اند ،نه به علی محمد ساکی وآن را به مسئول وقت انبار شهرداری تحویل داد مابااین گونه مردان چه کرده ایم بعد ازانقلاب اسلامی نفرات زیادی آمدند ولی به دور ازعمران وآبادانی بنده قصدم تخریب شخص ،یاجناح خاص سیاسی نیست چون خوش بختانه نه وامدارکسی هستم ونیازمندحمایت سیاسی گروه خاصی هستم ولی چشمی که خدمت مردان کار بلد را دید وچشم خود را به حقیقت بست به شعور خودومردم توهین کرده است .باشروع تاسیس شورای اسلامی شهرو روستا دردولت سید محمد خاتمی شورا هاتاسیس شود. ولی آیاتا کنون کدام دوره درجهت خدمت به شهر گام برداشته است باذکرسند به مردم آگاه آماراعلام کنند. دردوره اول شوراها مهندس عزت اله فیلی راعهدی زیاده خواه چنان دربن بست فکری قراردادند که هنوز مدتی نگذشته بود که خبر استعفای ایشان هم به گوش رسید مردی که بزرگی و منزلت اوبرهمگان روشن است سوالم این است ؟

آیا اصلا هدف ازتشکیل شورا چیست ؟شورای که یک بار هم دراوایل انتقلاب تشکیل شد ولی به یکباره آن هم منحل شد ؟حال که چند دوره ازاین نهاد مردمی می گذرد تابه حال کسی از عملکرد آن دم زده است ؟مگر غیر ازاین است که بزرگترین تصمیم شوراها انتخاب شهردار است ؟آیا شهرداری، که درسال گذشته به عنوان شهردارنمونه کشورانتخاب شده نیازبه فکروتصمیم گیری دارد ؟مسئله این است که آیتم های که یک نفر به عنوان شهرداربرترکشور انتخاب شود چیست ؟مردی که بادست خالی به عنوان مردنمونه مدیریت شهری انتخاب می شود بایداز اوبه عنوان نماد مدیریتی نام برد. نه به گونه ی برخوردشودکه باعث تاسف اذهان عمومی شود. مابااین گونه حرکات استعداد های مدیریتی رانابودمی کنیم ،به گونه ای که اگرقرار است مردی دیگر چون هرمز نصیری پای به عرصه مدیریت شهری بگذارد خدمت نمی کند می دانید چرا؟ در خلوت خود یک مورد را مرور می کند که وقتی بامردی که مردبرترمدیرت شهری شده اینگونه برخورد می شود بامن قراراست چه برخوردی صورت گیردو خیلی ساده دست روی دست می گذارد وفقط بلوار ها را رنگ آمیزی می کند .مادرحال استعداد کشی مدیران موفق هستیم درحالی که داعیه تربیت مدیران موفق داریم . وای برما ،در حال ورق زدن تارخ گذشته خود هستیم .دست روزگار با مردم شهر مان هم خوب نبود با ورود شهردار فقید حشمت اله رشیدی ، نوری از امید برشهر تابید ومردی موفق عنان شهرداری را دردست گرفت و طی مدت کمی که این مرد والا ومتدین حضور داشت دست به کارهای اساسی زد ولی دست اجل این گل را هم چید وشمع پیشرفت شهرمان دگربارخاموش شد .ما ماندیم یک دنیا حرف و پروژهای نیمه تمامی که مردی توانمند رامی طلبید تابادرایت وجسارت خوددست به اقدام بزند این گره ها به دست مردی بنام مهندس مسعود مختاری بازشد اوآمد وطی مدت زیادی باافراد آویزانی در حوزه مدیرت کاریش جنگیدتالااقل فضا رابرای مردان کاربلدبازکند ومقداری هم موفق بودوفضا راازافرادناکارآمد خالی کردوبه جابی ایشان مردانی کاربلدرابر روی کار آوردچرخ عمران شهری درحال حرکت بودکه به یکباره ایشان به خاطرخواسته های نامعقول برخی ازافرادسود جو رفتن را به ماندن ترجیع داد ؟ خوشبختانه انتخابات های مختلف درکشورمابعدازانقلاب شکوهمند اسلامی وطبق فرمایشات رهبر فرزانه هرساله بصورت شکوهمندتر ازدور قبل برگزار می گردد. ولی درغرب کشور به دلیل اینکه بافت مردمی واجتماعی اش ازموارد عشیره ای وطایفه گری شکل گرفته تاکنون ذهنیت فرهنگی ودیدسیاسی برخوردار نبوده ، غرب کشور سالهاست ازاین مسئله رنج می برد به شکلی که اگرفردی مدیری کاربلد وازدانش بالایی برخوردار باشد، ولی ازطایفه پرجمعیتی بی بهره باشدبایدبیرون ازگودبه نظاره بنشیند.واین خودیک مشکل بسیاراساسی است که متاسفانه دربحث انتخاب شوراهای شهر ازشدت بیشتری برخوردارترازموارد دیگراست ومردم این مناطق به اهمیت   شوراهاتاکنون پی نبرده اند و به سادگی از کنار آن گذشته اند. اکثرا افراد شورا ها باآرا های مناطق روستایی خودبه شوراپای می گذارند ،متاسفانه رای مردم آگاه  شهری وروستایی رای شان حکم گذار نیست قصدم توهین به مناطق عشایری نیست منظور از فرهنگ انتخاب افرادکاربلد می باشد من خود افتخار میکنم که نیایی گذشته خودم هم روستا زاده بوده اند ،جایگاه تصمیم گیری مدیریت کلان شهری مردی می خواهد کاربلد ودوران دیده جای آزمون وخطا نیست این جایگاه به کسی تعلق داردکه درس آزموده مشکلات اجتماعی روانشناسی باشد، مدیریت شهری خوانده باشد مدیریت ترافیک داشته باشد دربحث حقوق توانا باشد ،ازنظرمالی غنی باشد ازنزدیک چندشهرموفق ایران ودنیا رابازدیدکرده باشد ،به طور مثال شورا های شهرهای چون اصفهان وشیراز به طور سالیانه ماموریت خارج کشور دارنددرجهت بازید ازشهرهای موفق باچشم عمرانی نه توریستی ما تاکنون چند بارازاین ماموریت ها داشته ایم ومواردی از این قبیل ......؟

متاسفانه درشوراهای ما افراد طوایف تصمیم گیرند وفلانی گفت : بخدافلان حالت صورت می گیرد اگرفلانی به فلان پست گمارده شود وای برمابه کجا می رویم ؟دردنیایی که مدرن شده ودائم درحال پیشرفت است مابه کجا می رویم؟بامردانی همچون مهندس هرمزنصیری چه می کنیم؟مردی که بعدازمدتها خرم آباد رابادست های خالی ولی توانمند احیا کرد؟آیاازبودجه شهرداری با خبرید ؟آیاتاکنون ازخودپرسیده ایم که تحولات اخیرشهردردوران مدیریت این مرد توانمندچگونه رخ داده؟ آیا می دانیم تملک وبازسازی قبرستان خضراحیای میادین شهر ساخت وتکمیل پارک شهر واحیا دریاچه زیبای کیوکه کمتر ازساخت آن نیست که به زودی ازفصلی بودن خارج می شود باچه ممارست های صورت گرفته ؟آیا می دانید آزاد سازی قلعه فلک افلاک که به یک آرزو تبدیل شده بود چگونه صورت گرفت؟و هزاران سوال دیگر بله دوستان چرا تاکنون این موارد عملی نشده بود ؟چرا مافرق بین خدمت گذار وکسی که چوب لای چرخ توسعه شهرمان می گذارد را تشخیص نمی دهیم؟فرق کسی که بامدیریت خودطی این مدت کوتاه شهر رابصورتی متحول کرده که در بین این همه شهر های بزرگ کشور نشان لیاقت و برترین شهردارکشور را می گیرد،نشان ازلیاقت وتوانمندی است آیاتاکنون به این فکر کرده ایم که آیتم های که یک نفر به این درجه برسد چیست ؟نه نمی دانیم چون در این صورت می فهیم که هرمز نصیری به شهر ما نیاز ندارد بلکه این ما و عمران شهرمان است که به مردی ولا چون او نیازمندیم بله دوستان نصیری در خانواده ی بزرگ شده که نشان ایمان ولیاقت راسالهای گذشته ازمردم گرفته اند نشانی که درپس آن پدری نشسته بانام حاج صادق نصیری مردی ازجنس همین مردم مردی که خودوخانواده اش را فدای راه امام حسین (ع )کرده اند او ازخانواده ای بزرگ و متدین به وجودآمده است که نه نیازمالی دارد ونیازمند معروفیت است اوآمده چون گذشته گانش خدمت کند خدمتی ازنوع متعالی اوانصافا کاری کرده کارستان ، هم مردم دار وهم فنی است و بااین خصیصه اکثر خدماتش صورت گرفته اوازطریق نام پرآوازش و خلوص نیتی که بین مردم دارد از احترام خاصی در بین مردم بهره مند است و ریش خود را گرو درتمام پروژه ها گذاشته است و جدانامی چون شادروان علی محمد ساکی به جای گذاشته است شهر ماتاکنون از نبود ترمینال رنج می برده ولی باز اوبود که شروع به عمران کرد واین پروژه هم تامدتی دیگررنگ حقیقت به خودمی گیرد. حقیقتی که در سال 1391باتقدیر از اورازهای نهفته زیادی رانمایان کرد او دل درگرو آبادانی شهری دارد که صدای یاحسین پدرش سالهادرآسمان و یاد و خاطره ی مردم همین شهر زنده است سخنم به درازا کشیده شد درخواست آخرم اینست که عاجزانه ازشورای محترم شهرخرم آباد خواستارم اگر دل درگرو پیشرفت و آبادانی این شهردارید به جای اتلاف وقت به فکرسرازیر کردن بودجه وسرمایه گذارباشیدتاازشما هم نامی بمانید به یادگار و بارفتارهای ناپسند مردان خلاق را ازاین موتن خود فراری ندهیددوستان جابرای نصیری ها درعرصه مدیریت کلان کشور بازاست ولی این ماهستیم که ازنبوداینگونه افرادمتضررخواهیم شود پس بیاید تادست دردست یکدیگر دهیم وبرای شهربااصالت خرم آباد قدم های مثبت برداریم ،تا چه در نظر آید. نام نیکی گر بماند ز آدمی  به کزو ماند سرای زرنگار 

                                                                                                                                                                                   محمدحسین ملک محمدی


برچسب‌ها: شهر خرم آباد, شهرداری خرم آباد, انتخاب شهردار خرم آباد, شورای شهر خرم آباد, هرمز نصیری
نوشته شده توسط رضا ملک محمدی در 92/08/07

مطالب پیشین
.............. مطالب قدیمی‌تر >>


Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by namehshajareh
Design By : wWw.Jafra.iR